تبليغاتX





Powered by WebGozar

بی جنبه ها نیان تو
 

توجه توجه

وبلاگی به ادرس ذیل با استفاده از مشخصات من اقدام به ساخت بلاگ کرده بنده اعلام میدارم این بلاگ هیچ ارتباطی با بنده ندارد

 

اينجا كليك كن

+ نوشته شده توسط یک جوون ایرونی در سه شنبه هشتم دی 1388 و ساعت 13:36 |
 

دوست داري "با كلاس" بشي ؟؟


اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستيد که هیچ !!! در غير اين صورت بايد از هر فرصتی برای نشان دادن اين موضوع استفاده کنيد . شايد باورتان نشود ولی شما می توانيد از جراحت خود نيز برای کلاس گذاشتن استفاده کنيد فقط کافيست جواب های زير را با اندکی قيافه موجّه بيان کنيد

اگر شصت پای شما زير اجاق گاز گير کرده و شما ان را باند پيچی کرده ايد هر گاه علت آن را از شما جويا شدند بايد جواب دهيد : "موقع تکان دادن پيانوی بابام پام مونده زيرش


اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زير آفتاب سوخته بايد بگوييد : از
اسکی آخر هفته نمی تونم بگذرم


اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمين خورده ايد در جواب بايد بگوييد : با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کرديم


اگر انگشت دست شما به ماهيتابه پياز داغ چسبيده علت آن را چنين بيان کنيد : ديشب با قهوه جوش اينجوری شد


اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته بايد بگوييد : "به سيم گيتارم گير کرده


اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زير چشم شما کبود شده جوابتان اين باشد : "چند روز پيش توپ تنيس به صورتم خورد


اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خيرات و چای و شيرينی مملو از جوش شده علتش را چنين وانمود کنيد: "که
خواهرتان از هلند شکلات زيادی اورده است


اگر مينی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شديد بسيار عصبانی بگوييد : "الکی می گن زانتيا ايربگ داره


اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگوييد:"حواسم نبود ميله ی شومينه زيادی داغ شد


اگر موها و ابروهای شما در
چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:"بچه همسايه را از ميان شعله های آتش بيرون کشيدم


اىىىىى خاك  !! ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي

 لطفا اگر کم جنبه هستید این مطلب را نخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط یک جوون ایرونی در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 15:7 |
 
 
  اول شدیم... این بار در فرار مغزها!!! 
 
  
                        اول شدیم، این بار در فرستادن نخبه
آمار جهانی سازمان‌های بین‌المللی بدون هیچ اغماضی ایران را در نخبه فرست بودن دانشگاه‌های خارج از کشور در رتبه نخست می‌دانند.

مسئله مهاجرت نخبگان از ایران، حالا دیگر سال‌هاست که به یکی از سوژه‌های تکراری گزارش‌ها تبدیل شده است؛ اینکه سالانه تعداد زیادی از دانشجویان ایرانی برای ادامه تحصیل از کشور خارج می‌شوند و تعداد زیادی از آنها دیگر به کشور بازنمی گردند.

هرچند مسئولان وزارت علوم همیشه سعی کرده‌اند در آمارهایی که از تعداد روزافزون این مهاجرت‌ها اعلام می‌کنند، کمی چشم پوشی داشته باشند ولی این آمار جهانی سازمان‌های بین‌المللی است که بدون هیچ اغماضی ایران را در نخبه فرست بودن دانشگاه‌های خارج از کشور در رتبه نخست می‌دانند.

شاید به همین خاطر است که پس از اینکه از چند سال اخیر این آمار روفزونی گذاشت و انتقاد بسیاری از کارشناسان به خود جلب کرد، مسئولان وزارت‌های علوم و بهداشت برخلاف سخنان چند سال پیششان که مبنی بر مثبت ارزیابی کردن تحصیل دانشجویان ایرانی در خارج از ایران بود، در صدد این برآمده‌اند که لااقل جلوی دادن بورسیه‌های این وزارتخانه را برای کشورهایی مانند آمریکا و کانادا که در صدر کشورهای مقصد دانشجویان ایرانی هستند را بگیرند؛ به طوری که غلامرضا حسن زاده، رئیس مرکز خدمات آموزشی وزارت بهداشت در خصوص ممنوعیت اعزام دانشجو به برخی از کشورها، گفته است: «اعزام دانشجو به کشورهای کانادا، انگلستان و آمریکا ممنوع است، مگر در موارد بسیار استثنایی و با دلایل موجه ولی در حالت عادی اعزامی به این کشورها نخواهیم داشت».

صندوق بین‌المللی پول در این مورد گزارش داده است که سالانه بین 150 تا 180 هزار ایرانی تحصیلکرده از کشور خارج می‌شوند که به معنی خروج سالانه 50 میلیارد دلار ارز از کشور است و ایران بین 91 کشور در حال توسعه و توسعه نیافته، رتبه اول را از این نظر داراست.

طبق این آمار هم‌اکنون بیش از 250 هزار مهندس و پزشک ایرانی و بیش از 170 هزار ایرانی با تحصیلات عالیه در آمریکا زندگی می‌کنند و طبق آمار رسمی اداره گذرنامه، در سال 87 روزانه 15 کارشناس ارشد، 3/2 دکترا و در مجموع 5475 نفر لیسانس از کشور مهاجرت کردند.

+ نوشته شده توسط یک جوون ایرونی در یکشنبه هفدهم آبان 1388 و ساعت 12:56 |
 

هر دو رییس دفترند اما این کجا و آن کجا؟

تا حالا ندیده بودیم آدم هم دختر بگیره هم فامیلاشونو ببره سر کار هم بابای عروسشو بذاره تو یه پست کلیدی انقدرم پشتش دربیاد

میگن از ریاست سازمان میراث فرهنگی برکنارش کن، معاون اولش میکنه، میگن معاون اولش نکن، رییس دفترش میکنه، میگن مسئولیت و اختیار زیادی بهش نده، مسئولیت های معاون اول و معاون اجرایی و بخشی از اختیارات خودشو میده بهش.

نمیدونم یادتونه یا نه اما اصلا "معاونت اجرایی" تو دولت نهم به دست دکتر محمود احمدی نژاد تعریف و افتتاح شد..... بالاخره آدم وقتی به یه جایی میرسه باید برای دوستان و همکاران قدیمیش یه شغلی دست و پا کنه

اونوقت تو این دولت دوباره پشیمون شد و این عنوان رو تا امروز خالی گذاشت اما همگان میدانند که کلی از اختیارات و وظایف معاون اجرایی و معاون اول رو به سمت ریاست دفتر منتقل کرد.

میگم راستی اسم دکتر شیخ الاسلامی رو شنیده بودین؟ اون که معاون وزیر خارجه بود رو نمیگما.

میگن تو دولت نهم رییس دفتر دکتر احمدی نژاد بوده

اینجاست که میگم اونم رییس دفتر رییس جمهور بود مهندس مشایی هم رییس دفتر رییس جمهور اما این کجا و آن کجا

این رییس دفتر همه سفرا با رییس جمهور میره، تو همه جلسات روی صندلی معاون اول میشینه، در غیبت رییس جمهور جلسات رو برگزار میکنه، بعضی جلسات به جای رییس جمهور میره، از زبون رییس جمهور سخنرانی میکنه، از طرف رییس جمهور عذرخواهی میکنه، نامه های دفتر معاونت اول رو امضا میکنه، حکم ابلاغ بقیه اعضای هیات دولت رو امضا میکنه و ....

اما بنده خدا آقای شیخ الاسلامی نه کسی صداشو شنید نه جایی اسمشو دید نه امضاش پای هیچ برگه ای بود نه حاشیه داشت نه از طرف خدا حکم صادر میکرد که ملائکه بر فراز آسمان ایران پرواز کنن نه خدا رو بدهکار میکرد که مجبور شه انسان رو بیافرینه نه محتاجش میکرد به پرستش انسانها نه... نه... نه...

+ نوشته شده توسط یک جوون ایرونی در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 و ساعت 8:56 |



www.iranman313.blogfa.com

+ نوشته شده توسط یک جوون ایرونی در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 19:0 |